یکی از اقوام ما هست که اینجا زندگی میکنه و دکترای کامپیوتر داره و کارش خیلی درسته و تو 31 سالگی اینقدر پولدار شده بود که قید کار کردن رو زد! وقتی می گم پولدار یعنی پولدار ها! 35 میلیون دلار پول خونه این یارو هست! جونور جالبیه! یکی دو روزی با این می گشتم! همیشه مثل عمله ها می گرده و یه چیزی مثل تنبون پاشه! اون روز من هم شلوارک پوشیده بودم باهاش راه افتادیم رفتیم پهلوی یه دیلر! یه لکسوس رو قیمت کرد! یارو گفت 85 هزار دلار! این وایساد و شروع کرد چونه زدن باهاش! یارو دیلره پیش خودش نیشخند میزد که بابا شما اصلا ریختتون به خریدن این ماشین نمیخوره! خلاصه یه کم چونه زد با یارو و گفت که 65000 تا پایینترین قیمتیه که میتونم این رو بدم! یارو یه چیزی گفت که دست از سرش برداریم! همونجا این رفیق ما که دید داره ماشین رو مفت میده چکش رو در اورد و 65000 تا نوشت! پشم های دیلر فر خورده بود! که این چه موجود احمقیه 65000 تا داره نقد میده!!! بعد ازدیلر پرسیدم فکر میکردی بخرمیش! گفت هرگز!
این یارو رفیق ما بهم گفت حالا فهمیدی چرا بهت می گم هیچ وقت تو بیزینس خودت رو پولدار نشون نده! اگه من با کت و شلوار میرفتم پهلوش 80 تا کمتر نمی تونستیم ماشینه رو بخریم!
از دیگر نصیحت های این جوون به ما این بود که وقتی به یه چیزی تو بیزینس اعتقاد داری تا اخر خط پاش وایسا! گفت وقتی بازار کرش کرده اون سهام گوگل رو خریده چون دیده ارزش گوگل بیشتر از اون قیمتی هست که داره معامله میشه! اما سهام گوگل ارزون شده اون بازم خریده! چون اعتقاد داشته ارزش گوگل بیشتر از این حرفهاست! بازم ارزون شده بازم خریده! الان که قیمت یه مقدار ریکاور شده از متوسط قیمتی که اون خریده کلی بالاتر رفته و میگه سود کرده! خلاصه میگه شرکت ها و کارها رو حس کن!
من باهاش خیلی حال میکنم!
پ.ن: یه سری از آقایون ایرانی مقیم سن دیه گو که عموما از قدیمی های اینجا هستن ماهی یه بار تو یه رستوران اینجا جمع میشن و دور هم ابجو میخورن اسم برنامه به ابجوخوری معروفه! منم به همراه داماد محترم رفته بودم برنامه این دفعه رو! موجودات جالبی بودن! فوق العاده پولدار! تقریبا همشون تو محله la jolla ( لا هویا تلفظ میشه) که محله پولدارهای سن دیه گو هست زندگی میکنن. اینجا من ادم سیگاری نسبت به اروپا خیلی کم دیدم چون هم قوانین برای سیگاری ها سخت هست هم سیگار خیلی گرون تر از اروپا اما این جمع بدون استثنا سیگاری بودن! همشون هم …. بگذریم! شب جالبی بود!
پ.ن: چند شب پیش رفته بودم کازینو! وسوسه شدم 21 بازی کردم! 450 تا بردم! خیلی حال داد!
پ.ن: چند روزی میرم لس انجلس و دسترسیم به اینترنت محدوده!
سپتامبر 17, 2009 در t 10:01 ب.ظ |
میگم شهرام این آقا هه زن نداره؟ واسه بر و بچ میگما:ی
سپتامبر 19, 2009 در t 4:41 ق.ظ |
رفتی اون ور آب خودتو فروختی به این شرکت های بی نام و نشون خارجی! لکسوس چیه بالا، ماشین نیست!
میگفتی بهش یه پژو روا ROA بخره! :دی
سپتامبر 19, 2009 در t 1:18 ب.ظ |
هه! حال کردی، وقتی بهت میگم تویوتا بخر، یه چیزی میدونم!!!
با تریپ این یارو از همینجا حال کردم!
سپتامبر 21, 2009 در t 6:35 ق.ظ |
برو بابا داداش
رفيقت با ايروني بازي رفته اونجا مثلا كلا برداري
بگو مرده بياد تو ايران همچين غلطايي بكنه
يك لكسوس چپي داغون بهش بندازن كه نفهمه از كجا خورده
دوتا سوال از دلالاي ايران بپرسي با لگد از نمايشگاه ميندازنت بيرون جيگر
اکتبر 2, 2009 در t 3:28 ب.ظ |
جالب بود استفاده کردم….